close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان شیفت خون آشام
loading...

کتابخانه ناولیا

نام رمان : شیفت خون آشام نویسنده : تیم اورورک - مترجم : صبا ایمانی کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۹ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK تعداد صفحات : ۱۶۲ خلاصه داستان : کیرا…

تابلو اعلانات
برای خواندن کتابها توی گوشی های موبایل اندروید ،
ابتدا نرم افزار Moon+ Reader را اینجا یا در بازار دانلود کنید ،
سپس نسخه ی Epub کتاب را دانلود کنید و با نرم افزار Moon+ Reader باز کنید .

✿ می تونید رمان های مورد نظرتون رو توی قسمت کامنت های پست ها
درخواست کنید حتما قبل از درخواست از طریق جستجوگر گوگل جستجو کنید و مطممئن بشید
که این رمان از قبل روی وب قرار داده نشده.

✿✿ این وب سایت به نویسنده احتیاج دارد ✿✿
✿ درصورت تمایل به نویسندگی در وب سایت شرایط زیر را مطالعه کنید و سپس در قسمت کامنت ها یا آی دی یاهو بهم اطلاع بدین که نویسندتون کنم.

شرایط نویسندگی

1 - گذاشتن حداقل 1 پست در روز الزامی می باشد.
2 - فقط حق تایید کامنت های پست های خودتون رو دارید.
3 - گذاشتن هیچ پستی به جز رمان به حساب نمیاد.
4 - از فونت خیلی درشت که باعث میشه وب سایت بهم بریزه استفاده نکنید.
5 -قبل از گذاشتن پست از طریق جستجوگر گوگل که توی وب قرار داره مطلب مورد نظرتون رو جستجو کنید و مطمئن بشید که پستتون تکراری نیست.
6 - مطالب ارسالی شما می تونه کپی از سایت های دیگه باشه ولی باید حتما همراه با ذکر منبع باشند.
7 - به همراه با درخواست برای نویسندگی حتما یه آی دی یاهو یا آدرس وبلاگتونو باید بهم بدین.
8 - درصورت غیب شدن و پست نگذاشتن بیشتر از یک هفته بدون اطلاع قبلی از لیست نویسندگان حذف خواهید شد.
9 - برای نویسندگی حتما نام کاربریتون و رمز عبور رو بهم بدین.

در صورت هرگونه مشکل یا سوالی آی دی منو ادد کنید.

به خاطر قالب جدید قسمت نظرات رو در ادامه مطلب می تونید مشاهده کنید.

دانلود رمان شیفت خون آشام

مــهــلـا بازدید : 155 یکشنبه 21 تير 1394 نظرات ()

نام رمان : شیفت خون آشام

نویسنده : تیم اورورک - مترجم : صبا ایمانی کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۹ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۱۶۲

خلاصه داستان :

کیرا هادسون(Kiera Hudson) پلیس تازه کار ۲۰ ساله ای است که بعد از تمام شدن دوره ی آموزشی اش به شهر متروک و دورافتاده ای به نام رگد کوو (Ragged Cove) فرستاده میشود، شهری که زندگی اش را برای همیشه عوض میکند. او در طی تحقیقاتش درمورد قتل های مخوف زنجیره ای، نبش قبرها، و مفقود شدن مردم پی میبرد که زندگی خودش هم درخطر است. کیرا باید حقیقت را از زیر خاک بیرون کشیده و بفهمد چه کسی-یا چه چیزی- پشت این مرگ های وحشتناک است.

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

منبع : wWw.98iA.Com

با تشکر از صبا ایمانی عزیز برای ترجمه این رمان زیبا .

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

اسم من کیرا هادسون است، بیست سالمه و هجده ماهه که افسر پلیس اداره ی هونشایر در جنوب غربی انگلستان هستم. به محض تمام شدن دوره ی آموزشی ام به شهر ساحلی رگد کوو (Ragged Cove) فرستاده شدم. شایعاتی درمورد سخت بودن شرایط آنجا شنیده بودم. البته فرستاده شدنم اجباری از طرف رئیسم نبود بلکه بخاطر پیشنهاد وسوسه برانگیزی بود که به من دادند و من نتوانستم آن را رد کنم. مزایای رفتنم به رگد کوو، جایی برای اقامت بصورت رایگان، کاری شبانه و به دور از مردم، و کمک هزینه ای به مبلغ پنج هزار پوند بود که سالانه بطور یکجا پرداخت میشد.
وقتی به همکارهایم گفتم که شغل را قبول کردم بعضی از آنها عصبی خندیدند و گفتند فشار کار درآنجا به قدری بالاست که یک سال هم دوام نمیاورم و نمیتوانم آن پول را بگیرم. شرایط کاری ام به این صورت بود: شیفت شب بودم و هرشب از ساعت هفت غروب تا هفت صبح فردا باید سرکار می بودم. حالا که به عقب نگاه میکنم میفهمم چرا دوستانم بعد از شنیدن قبول کار ابروهایشان را بالا انداختند و با تعجب به من نگاه کردند، ولی در آن زمان نمیخواستم که کار را از دست بدهم. فکر میکردم که اگر این کار را کنم رئیسم را عصبانی میکنم و از طرفی هم نمیتوانستم درمقابل وسوسه ی ارتقا درجه به بازرسی قرار بگیرم. بقیه ی تازه استخدامی ها هم میدانستند که رگد کوو شهری پرت و دورافتاده است و مایل ها با نزدیکترین ایستگاه راه آهن یا بزرگراه فاصله دارد، آنها هم مثل من جوان بودند ولی بنظر میرسید بیشتر از اینکه نگران آینده ی شغلی اشان باشند نگران روابط اجتماعی خود بودند.
یک چمدان برداشتم، بیشتر لباسهایم را به اضافه ی یونیفرم جدید و شیکم را داخلش گذاشتم، لب تاپ قدیمی و کهنه ام را برداشتم، از اتاق اجاره ایم خارج شدم و به سمت شهر متروکه رگد کوو رفتم. به وضوح آن روز را به یاد دارم، جاده ای که به آن شهر میرسید خیلی خلوت و متروک بود. چند مایل که از شهر خارج شدم آسمان پوشیده از ابر شد و شروع به بارش کرد. روز تقریبا به تاریکی شب شده بود. قطرات باران به شدت به شیشه ی جلوی ماشینم برخورد میکرد، شدت بارش به قدری زیاد بود که برف پاک کن هم حریفشان نمیشد. چراغ جلوی ماشینم جاده را روشن کرده بود ولی باز هم با احتیاط می راندم. چند بار مجبور شدم ماشینم را کنار جاده پارک کنم و نقشه ای که گروهبان فیلیپس در مدرسه ی نظامی بهم داده بود را چک کنم.

ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط هدیه در تاریخ 1394/5/6 و 12:32 دقیقه ارسال شده است

سلام مهلا جونم من رمان شیفت خوناشامو خیلی دوسش دارم میگن جلددوهم داره ولی نمیتونم پیداش کنم؟این رمان جلد دوم داره؟اگه داره میشه به ایمیلم بفرستینش؟ممنون میشم موفق باشی....


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    چه نوع رمانی رو می پسندید؟





    آمار سایت
  • کل مطالب : 479
  • کل نظرات : 196
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 26
  • آی پی امروز : 54
  • آی پی دیروز : 41
  • بازدید امروز : 289
  • باردید دیروز : 142
  • گوگل امروز : 13
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 431
  • بازدید ماه : 4,775
  • بازدید سال : 13,019
  • بازدید کلی : 157,244
  • کدهای اختصاصی